بایگانی برچسب: s

شرایط دعا های رحمانی

شرایط دعا های رحمانی

با سلام و عرض ادب

برخی از دوستان در مورد ایام انجام دعوات سوال کرده بودند و اینکه معنی خلوت رحمانی و شروط آن چیست.
بطور کلی و البته کاملا سربسته مطالبی را معروض میدارم. معنی خلوت و برخی شروط آن جهت انجام دعوت رحمانی موفقیت آمیز این است که در ایام تتریض نفس، فقط به یاد خداوند جل جلاله باشد وعبادت خالصانه داشته و از شهوات دنیوی دوری کند تا از لحاظ روحی آماده شود و باید فقط به خداوند متعال بپردازد و به قدرت لایزال و ملکوت او بیندیشد.

در ایام خلوت باید پیوسته ذکر گوید و قلبا متوجه اذکار باشد (ومن کان مع الله فالله عز وجل معه) و کسی که به خداوند استعانت جوید خداوند یاریش میکند و از آنچه که میترسد او را رهائی میدهد.  و هر کس که به او استعانت و توکل جوید، خداوند او را کفایت میکند. سبحانه و تعالی.

ببینید، همانگونه که ذکر شد برای خلوت و ایام تتریض شرایطی است که فقط در صورت رعایت آنهاست که میتوان به موفقیت رسید. نسأله تعالى أن یرزقنا ویهدینا إلى الصواب فی القول والعمل.

برخی از این شروط را میتوان اینگونه برشمرد:

یقین داشتن و جزم به نتایج حاصل از عمل.

کتمان نمودن عمل. بدین معنی که عمل در جائی که فقط بتوان به خداوند متعال پرداخت و ذکر و تسبیح او را گفت صورت گیرد و اسرار خلوت را با کسی بازگو نکند و کسی که این شرط را رعایت نکند زیانکار است. البته معنی کتمان را نمیداند مگر کسی که از آن عجایبها دیده است.

قرائت دعوت یاعزیمت حتما باید صحیح باشد. در صورتی که دعوت از حفظ خوانده شود البته اجود و احسن است. البته همانطور که میدانیم تعداد وعدد قرائت دعوت و عزیمت مانند دندانه های کلید است. در صورتی که یک دندانه کم یا زیاد شود نمیتوان با آن کلید در را گشود. دقیقا این نکته در قرائت عزائم مهم و باز هم مهم است.

انجام بخورات مناسب. هر عزیمت و دعوت و قسمی بخورات خاص خود را دارد. پس دعوت به نتیجه نمیرسد مگر با بخورات صحیح. توجه کنید که در برخی از دعوات میتوان بجای بخور اصلی از بخورات بدیل مطلوب هم استفاده کرد ولی در برخی دیگر فقط باید بخور اصلی و خاص آنرا استفاده کرد.
در اثناء تلاوت قسم یا عزیمت نباید کلامی از دنیا و مافیها به میان آید. دلیل آن این است که ذهن و تلاش شما از مقصود اصلی منصرف میشود و از تلاوت صحیح باز میمانید و شیطان لعنه الله پیوسته در صدد منحرف ساختن فکر و ذهن شما از یاد باریتعالی میباشد.

وضو سلاح مومن است و چه سلاح و قلعه و مامن مستحکمی است . پس پیوسته و منظم باید تجدید وضو و البته تغسیل روزانه را به یاد داشت که یکی از بایدهای خلوت است و به عبارتی طهارت ثوب و مکان و بدن حتما باید رعایت شود.

قسم و عزیمت را همیشه به ترتیل و بدون عجله و تسریع باید انجام داد.

نیت در انجام  و موفقیت ایام دعوت خیلی خیلی اهمیت دارد و اعمال در هیچ حالی موثر نخواهد بود مگر با نیت.
قلت نوم و قائم اللیل بودن و در بسیاری از موارد صائم النهار بودن. کسی که به ایام تتریض و خلوت وارد میشود نمیخوابد مگر با غلبه خواب و به قولی فمن طلب العلا سهر اللیالی و باز هم بقولی من ترک الکسل ذاق العسل.

کثرت صلوات و سلام بر نبی صلی الله علیه و آله و سلم به قدر وسع یکی از مهمترین کلیدهای مطلق هر دعوت روحانی است.

عدم تداخل دعوات و عزائم با یکدیگر. بدین معنی که خلوت و دعوت باید فقط مختص به یک قسم یا عزیمت خاص باشد و تداخل دعوت و تلاوت مثلا برهتیه با دعوت هوتریه و از این قبیل اصلا قابل قبول و مجاز نیست.

کشیدن مندل مناسب با دعوت از دیگر بایدهاست و اینکه در چه مرحله ای از دعوت باید مندل را کشید و حربه ها یا علمهای آن چگونه باشد و دروازه ها و جهت آن و از این قبیل که باید با راهنمائی استاد عامل باشد.

راهنمایی و تا حد امكان حضور استاد در دعوت. در واقع استاد بايد خودش عامل دعوت باشد و در طول دعوت بايد كار اصلي را ايشان انجام دهد. استاد عامل  در يك جمله كسي است كه بتواند قدرت خود را به ديگري هم منتقل كند.

تا حد امکان باید جلوس مستقبل به قبله نمود و بعبارتی مانند زمان انجام نماز باید رو به قبله نشست و در صورت خستگی و تعب با رعایت رو به قبله بودن متربع (چهار زانو) نشست.

خوردن و نوشیدن حلال و تقوای الهی و ترک آزار و اذیت خلق و ترک معاصی مثل غیبت و سخن چینی و سایر اخلاق رذیله.
خالی بودن معده و دقت بر طعام در ایام خلوت و دعوت فقط مجاز به اکل و شرب بطور محدود است. از ذی روح باید اجتناب کند (جلالی یا جمالی بودن بسته به نوع دعوت) و از خوردن منفرات مثل پیاز و سیر و از این قبیل پرهیز کند.

انصراف عمار مکان و عودت عمار. بسته به نوع دعوت یکی از انواع دهگانه آنرا انجام داد.
بعونه تعالی صرفا به برخی از موارد پرداخته شد و فقط کلیاتی مذکور افتاد.

اَللّهُمَّ ارْزُقْنی رَحمَةَ الأَیْتامِ وَ اِطعامَ الطَّعامِ وَاِفْشاءَ وَصُحْبَةَ الکِرامِ بِطَوْلِکَ یا مَلْجَاَ الأمِلینَ
رَبِّ هَبْ لِی مِن لَّدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاء

وفق شریف بسم الله

وفق شریف بسم الله

9

دعای معراج دیگر

دعای معراج دیگر 

از رسول اكرم صلى الله عليه و آله منقول است آن شبى كه مرا به معراج بردند از تمامى 

 آسمانها گذشتم تا به آسمان هفتم رسيدم و آنچه ديدم بودم و با خداى تعالى بى واسطه  

سخن گفتم و مراجعت نمودم چون به مقام جبرئيل رسيدم گفتم يا جبرئيل اين چه دعائى  

است كه جمله فرشتگان مى خوانند؟ گفت يا محمد صلى الله عليه و آله اين همان دعايى 

 است كه از جانب حق به شما آوردم و خداى تعالى مى فرمايد كه هر كه از آدم تا خاتم اين 

 دعا را بخواند يا با خود دارد عزيز و مكرم گردد و حاجتش برآورده شود حق تعالى هيچ  

حجاب در ميان او و خودش نگذارد و او را از جميع بلايا محفوظ فرمايد و اگر از آدم تا خاتم  

جمع شوند و جميع درياها مركب گردد و آسمان و زمين كاغذ شود چندان نويسنده كه همه 

 فرشتگان مانده شوند و دريا خشك شود و آسمان و زمين تمام شود نمى تواند ثواب اين 

 دعا را بنويسند و از هزار يكى نوشته نشود و خواننده و دارنده اين دعا را تنگى دست ندهد 

 و تا روز اجل بستگى در كار وى نشود و در روز قيامت حساب را از وى بردارند و بى حساب 

 داخل بهشت شود. 

يا محمد دارنده و خواننده اين دعا رستگارى يابد. هر كس در عمر خود اين دعا را يك بار  

بخواند و اگر نتواند گوش بدهد يا با خود دارد چنان باشد كه چهل هزار ختم قرآن كرده باشد 

 و چهل هزار حج كرده باشد و چهل هزار گوسفند قربانى كرده و چهل هزار بنده آزاد كرده  

و چهل هزار مسكين را طعام داده و چهل هزار برهنه را پوشيده باشد و تورات موسى و 

 انجيل عيسى و زبور داوود و فرقان محمد المصطفى صلى الله عليه و آله را خوانده باشد  

و اگر بيمار باشد چنانچه طبيبان از معالجه آن عاجز باشند چون اين دعا را به آن بيمار  

دهند و بر بالين وى گذارند شفا يابد و اگر كسى قرض دار باشد و اين دعا را بخواند حق  

تعالى دين او را ادا فرمايد و اگر كسى كاهل نماز باشد اين دعا را با خود دارد حق تعالى 

 دل او را روشن گرداند حريض نماز شود و اگر زن دشوار زايد اين دعا را بر آب خواند بخورد  

به آسانى بار نهد و اگر كسى را بسته باشند اين دعا را بر موم گيرند و بر كمر وى بندند 

 فى الحال گشاده گردد و اگر بخت دختر بسته باشد اين دعا را بخواند يا با خود دارد بخت 

 او گشاده شود و اگر كسى را به پاى دار برند اين دعا را بر وى بخوانند و بدمند يا در نزد  

آن كس باشد هيچ ضررى به او نرسد و اگر جهت فرزند بخواند خداوند عالم پسرى به وى  

عطا فرمايد و دارنده اين دعا از گزند مار و عقرب و زبان بدگويان ايمن گردد. 

خواننده و دارنده اين دعا از درد گوش و دردسر و درد چشم و درد دل و جگر و فلج و لغوه و 

 جميع دردها ايمن گردد و هر كس اين دعا را با خود به گرد برد حق سبحانه او را ببخشد  

و سكرات موت را بر وى آسان گرداند و از عذاب قبر و سوال نكير و منكر ايمن گردد و روز جزا  

چهل هزار فرشته به استقبال وى برآيند تا داخل بهشت مى كنند و شرح اين دعا بسيار  

بود اما مختصر كرديم تا ملال نگيرد بسيار مجرب است ان شاء اللّه و اللّه اعلم بالصواب . 

بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

یا سَیِّدُ یا سَنَدُ یا صَمَدُ یا مَن لَهُ المُستَنَدُ اجْعَلْ لی فَرَجًا و مَخْرجًا مِمّا اَنَا فیهِ وَاکْفِنی فیهِ 

 و اَعُوذُبِکَ بِسم اللهِ التّاماتِ یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ یا رَحمانُ یا رحمانُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا  

رَحیمُ  یا رَحیمُ یا خالِقُ یا رازِقُ یا بارئُ یا اَوَلُ یا اخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا مالِکُ یا قادِرُ یا واهِبُ 

 یا  وَهّابُ یا تَوّابُ یا حَکیمُ یا سَمیعُ یا بصیرُ یا غَفورُ یا رَحیمُ یا غافِرُ یا شَکورُ یا عالِمُ یا عادِلُ 

 یا کریمُ یا حلیمُ یا وَدودُ یا غَفورُ یا رَؤُفُ یا وترُ یا مُغیثُ یا مُجیبُ یا حَبیبُ یا مُنیبُ یا رَقیبُ یا  

مُعیدُ یا حافِظ یا قابِضُ یا حَیُّ یا مالِکُ یا باعثُ یا وارثُ یا رَحیمُ یا فاتِحُ یا فارجُ یا فاخِرُ یا مُعِزُّ  

یا مُذِّلُ یا مُعینُ یا مُبینُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا کَفیلُ یا وکیلُ یا دَلیلُ یا حَیُّ یا قَیّومُ یا جَبّارُ  یا  

غَفّارُ یا حنّانُ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یا غُفرانُ یا بُرهانُ یا سُبحانُ یا مُستَعانُ یا سُلطانُ یا امینُ یا  

مؤمِنُ یا مُتَکَبِّرُیا شَکورُ یا عَزیزُ یا عَلِیُّ یا وَفیُّ یا زَکِیُّ یا قَوِیُّ یا غَنِیُّ یا مُحِقُّ یا مُعطی یا  

اخِرُ یا احسَنَ الخالِقینَ یا خیرَ الرّازقینَ یا خیرَ الغافِرینَ یا خیرَ المُحسِنینَ یا خیرَا  لنّاصرینَ  

یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ یا نورَ السماواتِ و الاَرضَ یا هادیَ المُضِّلینَ یا دَلیلَ المُتَحیِّرینَ  یا خالِقَ  

کُلِّ شَی ءٍ یا فاطِرَ السَّماواتِ وَالاَرضِ یا هادیَ المُضِلّینَ یا مُفَتِّح الاَبوابِ یا مُسَبِّبَ  الاسبابِ 

 یا رَفیعَ الدَّرجاتِ یا مُجیبَ الدَّعواتِ یا وَلِیَّ الحَسَناتِ یا غافِرَ الخَطیئاتِ یا مُحیِیَ  الاَمواتِ  

یا ضاعِفَ الدَّرَجاتِ یا ضاعِفَ الحسناتِ یا دافِعَ البَلِیّاتِ اللّهم احْفَظ صاحِبِ هذَا الدُّعاءِ مِنَ  

القَحطِ و الطّاعونِ و الزِّلزلَةِ وَ الفُجاةِ وَ الوَباءِ وَ مِن شرِِّ الاَعداءِ و مِن شَرِّ الجِنِّ  و الاِ نسِ بِحَقِّ 

 لا اِلهَ اِلّا هُوَ الحَیُّ القَیّومُ وَ بِحَقِّ کهیعص وَ بِحَقِّ حمعسق وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ  المُصطَفی وَ  

بِحَقِّ علیٍّ المُرتَضی وَ الائمةِ الهُدی وَ بِحَقِّ اللَّوح وَ القَلَم وَ الکرسِیِّ وَ العَرشِ  وَ بِحَقِّ 

 فَسَیَکفیکَهُمُ اللهُ وَهُوَ السَّمیعُ العَلیمُ اللّهُمَ احْفَظْ صاحِبَ هذا الدُعاءِ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذی   

شَرّ وَ مِنْ شَرِّ طارقِ اللَّیل وَ النَّهارِ وَ مِنْ شَرِّ والِدٍ وَ ما وَلَدَ وَ مِنْ شَرِّ ما یَلِجُ فِی الاَرْضِ وَ  

ما یخْرُجُ مِنْهُما وَ هُوَ تاغَفورُ الرَّحیمُ اللّهُمَ احْفَظْ صاحِبَ هذا الدُّعاءِ مِنْ شَرِّ الاَعداءِ وَ مِنْ   

شَرِّ جَمیعِ المِحْنَةِ وَالدّاءِ وَمِنْ شَرِّ النَّفاثاتِ فِی العُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَدَ یا رَبِّ بعزَّتکَ 

  یا عَزیزُ وَ القَهرُ بِلُطفِکَ وَالرَّحمَة رَحمَتُکَ یا واهِبَ العَطایا یا دافِعَ الْبلایا یا غافِرَ الخَطایا یا   

ستّارُ العُیوب یا نورَالغُیوب یا نورَالقلوب یا حَبیبَ القلوب یا قاضیَ الْحاجات یا رَحمنَ الدُّنیا  

 وَالاخِرة یا ارحَمَ الرّاحِمین بِحَقِّ الیَ الله تَصیرُ الاُمورُ اللهُمَ اِنّی اَستَودِعُکَ نَفسی وَ روحی 

 وَ  مالی وَاولادی وَ جَمیعَ ما اَنعَمتَ عَلَیَّ فی الدُّنیا وَالاخرة اِنَّهُ لا یُضیعُ صَنایِعُکَ یَصونُکَ وَ 

 مَحفوظُکَ وَ مامولُکَ لا یُجیرُنی اَحَدٌ مِنکَ وَ لَن اَجِدُ مِن دونِهِ مُلتَحَداً اللّهمَّ رَبَّنا آتِنا فی  

 الدُّنیا حَسَنَة وَفی الاخِرةِ حَسَنَة وَقِنا عَذابَ النّار وَ عذابَ القَبر وَ صَلَّی اللهُ عَلیٰ مُحَمَّدِ  

وَ الِهِ اَجْمَعینَ الطّاهِرینَ وَ الاَ ئِمَة المَعْصُومینَ وَ سَلَّم تسْلیماً کثیراً کثیراً

كف بینی

كف بینی
در قرن هجدهم هنگامی که سنتهای جادوئی از میان رفت و بسیاری از جادوگران کشته شدند عده ای سودجو و افراطی به بررسی خطوط کف پا پرداختند که به زعم خود آن را بی فایده نمی دانستند
از دید جادوگران و قبایل سرخپوست هر فرد در بالای سر خود ستاره ای دارد که به دیدن آینده او کمک می کند و هر چه از بالای سر به طرف پائین نزدیک تر گردیم به همان میزان از درست پیش گوئی کردن آینده هم دور تر شده ایم حال آنکه کف پا در پایین ترین نقطه بدن قرار دارد
کف بینی معمولا از دو حقیقت صحبت می نماید یکی خوی و خصوصیات اخلاقی و دیگری سرنوشت

یعنی همان چیزی که هدف تمامی فنون طالع بینی است که این هم استنباطی است و هم متضمن پیشگوئی هم عقلانی است و هم نا معقول

البته وقتی یک پیشگو می خواهد کف دست را بخواند باید هم از علائم و خطوط کف دست سر در بیاورد و هم از نبوغ خود بهره بگیرد.
کف بین های تقلبی برای یافتن آیاتی که مشروعیت و حقانیت کارشان را اثبات کند در کتاب مقدس می گشتند تا شاید چیزی پیدا کنند اعتقاد آنها این بود که دین جادو را تایید می کند.
در کتاب ایوب باب ۳۷ آیه ۷ چنین آمده است ( او دست هر انسان را مهمور می کند تا همه کار او را بدانند).
و در امیال سلیمان باب ۳ آیه ۶ آمده است ( به دست راست او عمر طولانی را داده و به دست چپش علائمی از ثروت و افتخار را).
اوج کف بینی در قرن شانزدهم و هفدهم بوده است البته در آن زمان فقط کف دست را می خواندند اما جادوگرانی پیدا شدند که نه تنها کف دست بلکه ناخن و برای خواندن انگشتها هم اهمیت ویژه ای قائل بودند. معمولا آنها می گفتند که انگشتان علائم کف دست را تائید می کند و جزئیاتی قابل توجه را به ما می گویند.
انگشتها معملا این چیزها را می گویند:
بند اول انگشت شست اراده

بند دوم منطق را نشان می دهد.

دین و جاه طلبی و هوای نفس در سه بند انگشت سبابه جای دارند.

انگشت میانه احتیاط ، تمایل به تجربه اندوختن ، و تمرکز حواس را در سه بند خود جای داده است.
انگشت بنصر یا انگشتری از استعدادهای هنری ، از حس نکته سنجی و انتقاد و موفقیتهای صاحب دست خبر می دهد

انگشت کوچک به مشرب و امور اجتماعی شخص تعلق دارد و نشانه های تحصیل و تحقیق و تامل و زیرکی بر آن نقش بسته است
جادوگران و سرخ پوستان اعتقاد دارند

که تمام بندهای اول انگشتان به عقل و خرد

بند های دوم به هوش و فراست

سوم هم به غرایز فرد مربوط می گردد.
و اما کف دست که مهم ترین خطوط آن مربوط است به زندگی ، سرنوشت وقلب همچنین خط سر و بصیرت.
خط کوچکی که از انگشت انگشتری یابنصر به پائین کشیده می شودنبوغ هنری را فاش می کند.

خطوط عمودی در مچ دست اطلاعات بیشتری در مورد طول عمر را می دهد.
در کف شناسی قسمت گوشتی پائین انگشت شست را کوه می گویند نام این کوه ونوس نام دارد.
و از عشق صاحب دست خبر می دهد.

کوه مشتری که در انتهای انگشت سبابه است نشان از جاه طلبی او دارد

همین طور کوه زحل در انتهای انگشت میانه نشان استقلال و عدم وابستگی است.

کوه آپولو در آخر انگشت انگشتری قرار دارد و نشان هنر است

و در آخر هم کوه عطارد است که صحبت از تجارت و شم اقتصادی می نماید
در انتهای کف دست درست در نقطه مقابل شست کوه های مریخ قرار دارند که دال بر ثبات و مقاومت است

در زیر آن کوه ماه است که نشانه تخیل و مالیخولیا است
در پائین کوه عطارد خط اتحاد و وصلت قرار دارد

کمی پایین تر از آخرین بند انگشت کوچک خطوطی است که تعداد فرزندان صاحب دست یا در خانمها تعداد بارداری زن را نشان می دهد.
و اما در پاسخ به این سوال که کف کدام دست را باید دیدقانونی وجود دارد که
دون خوان ماتیوس آن را می گوید.

ایشان می گویند بهتر است در کف بینی از دست چپ استفاده گردد زیرا سرنوشتی که ستارگان حین تولد برای انسان مقدر می کنند در کف دست چپ نقش می بندد.

در حالی که در کف دست راست انسان معملا خطوطی نقش می بندد که نشانه کار روزانه او است
به نظر جادوگران حال چه جادوگران سفید و یا چه سیاه در دست چپ خوی و مشرب طبیعی شخص و در دست راست فرد هم آنچه را که انسان از استعدادهای خود به دست می آورد باید جستجو کرد

و به این ترتیب می توان گفت آیا این فرد می تواندمطابق نهاد و سیرت خود زندگی کند یا خیر می خواهد با آن بجنگد و قوانینی دیگر را برای خود خلق نماید
ناخن ها هم از اهمیت زیادی برخوردارند

هر چه زیر ناخن ها صورتی یا پررنگ تر باشد شخص باید به سلامت قلب خود بیشتر دقت نماید تا از سکته قلبی یا درد قلب در امان باشد.

پیدا کردن شی گمشده

پیدا کردن شی گمشده
۱-برای پیدا کردن گم شده از اموری که مجرب است خواندن ۱۰۱ مرتبه (ایه س ۷۰/سوره ی حج ) قبل از خواب است .در خواب به محل گم شده وکیفیت ان راهنمایی خواهید شد:

«الم تعلم ان الله…..(تا)علی الله یسیر»

۲-از اموری که گفته شده برای پیدا کردن اشیاء مجرب است خواندن سوره ی «والفجر» وتکرار ان است .امتحان کنید.

۳-برای دزدیده شده ویا گمشده هفت مرتبه یا هفتاد مرتبه این ذکر را بخواند.بی شک ان شیء پیدا خواهد شد:

اَصبَحتُ فِی جَوارِ اَللهِ اَمسَیتُ فِی اَمانِ اَللهِ

۴-مداومت بر اسم شریف«اَلظّاهِرُ» جهت پیدا کردن شیء وشخص گمشده واطلاع بر امور مخفی مجرب است وعدد کبیرش ۱۰۶ووسطش ۱۱۶ وصغیرش ۸ است .

۵-مداومت بر اسم مبارک« اَلفائِقُ» برای پیدا شدن اشیاء مجرب است .عدد کبیرش ۲۱۱ ووسطش ۲۲ وصغیرش ۴ است .

دعا نافرمانی زن

دعا نافرمانی زن

اگر زن از شوهر خود ناراضی باشد و به او محبت نكند. پس این دعا زن را بخورد زن دهد تا فرمان بردار شود:

« یُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِلَّهِ

زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذلِكَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَاناً وَعَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ أُوْلئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِیمٌ

وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مَاأَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ

وَاَلْقَیْتُ عَلَیْكَ مَحَبَّةً مِنِّی وَلِتُصْنَعَ عَلَى‏ عَیْنِی

إِنَّ اللَّهَ وَمَلاَئِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلَّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً

بیقرار كردن از عشق

بیقرار كردن از عشق
اگر كسی بد خلق باشد و مردم از خلق بد او بھ زحمت بیافتند و خواھند او سلیم شود باید پنھان از او این اسم رابر حریر سفید
با مشك و زعفران بنویسد و بنام او و نام مادرش بھ ابجد كبیر و در مكانی پاك دفن كند در نھاد وی اصلاح شود
یا رَحمنُ كُلُّ شَیءٍ وَ راحِمَھ

اگر برای محبت باشد بنام مطلوب ۳ روز روزه بگیرد و ھر روز ۵۰۰ مرتبھ این اسم را بخواند و بعد از ۳ روز بھ حمام رود كھ درب
آن مقابل قبلھ باشد غسل كند و چون بیرون آید این اسم را بر كف دست راست بنویسد و در برابر مطلوب برود و دست در
سینھ نھد و باید در كار حلال انجام شود

آب نیسان

آب نیسان
دستورالعمل تهیه آب نیسان و خواص آن

امّا اعمال ماههاى رومى پس ما در اینجا اكتفا مى كنیم به آنچه كه در زادالمعاد است سیّد جلیل علىّ بن طاوس رَحَمهُ اللّهُ روایت كرده است كه روزى جمعى از اصحاب نشسته بودند حضرت رسالت پناه صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله داخل شد و بر ایشان سلام فرمود و ایشان جواب سلام گفتند پس حضرت فرمود كه مى خواهید تعلیم نمایم شما را دوائى كه جبرئیل مرا تعلیم كرده است كه محتاج به دواى اطبّا نبوده باشم .

پس حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام و سلمان و دیگران سؤ ال نمودند كه آن دوا چیست حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله به حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام خطاب نمود و فرمود كه در ماه نیسان رومى آب باران مى گیرى و سوره فاتحة الكتاب و آیة الكرسى و قل هُوَاللّه و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و قُلْ یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ هر یك را هفتاد بار مى خوانى و به روایت دیگر سوره اِنّا اَنْزَلناهُ را نیز هفتاد مرتبه مى خوانى و هفتاد مرتبه اللّهُ اَكْبَرُ و هفتاد مرتبه لا اِلهَ اِلا اللّهُ مى گوئى و هفتاد مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد مى فرستى و هفت روز در بامداد و پسین از آن آب مى آشامى به حقّ آن خداوندى كه مرا براستى بر خلق مبعوث گردانیده است سوگند یاد مى كنم كه جبرئیل گفت كه حق تعالى بردارد از كسى كه این آب را مى آشامد هر دردى را كه در بدنش باشد و عافیت بخشد او را و بیرون كند دردها را از بدن او و استخوانهاى او و اگر در لوح دردى براى او مقدّر شده باشد محو نماید

و به حق پروردگارى كه مرا به حقّ فرستاده اگر فرزند نداشته باشد و فرزند خواهد آب نیسان را به آن نیّت بیاشامد او را فرزند روزى گردد و اگر زن عقیم باشد وفرزند نیاورد واز این آب با نیّت بیاشامد فرزند از او بوجود آید و اگر مرد و زن پسر خواهند یا دختر از آن آب بیاشامند مقصودایشان به عمل آید چنانچه حق تعالى مى فرماید یَهَبُ لِمَنْ یَشاَّءُ اِناثا وَیَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّكُورَ اَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُكْرانا وَاِناثا وَیَجْعَلُ مَنْ یَشاَّءُ عَقیما یعنى حق تعالى مى بخشد هر كه را خواهد دختران و هر كه را خواهد پسران یا جُفت مى گرداند براى ایشان پسران و دختران یعنى هر دو را به ایشان عطا مى كند و هر كه را خواهد عقیم و بى فرزند گرداند .

پس حضرت فرمود كه اگر كسى درد سر داشته باشد و از این آب بیاشامد صُداع او ساكن گردد به قدرت الهى و اگر درد چشم داشته باشد و در چشمهاى خود قطره اى از این آب بچكاند و بیاشامد و چشمهاى خود را از آن آب بشوید به اذن خداى تعالى شفا یابد و آشامیدن از آن آب بُن دندانها را محكم گرداند و دهان را خوشبو كند و لعاب بُن دندانها را كم كُند و بلغم را كم كُند و تُخَمه و اِمْتِلا به سبب خوردن طعام و آشامیدن آب به هم نرساند و از بادهاى قولنج و غیر آن متاءذّى نگردد و درد پشت و درد شكم بهم نرساند و از زُكام آزار نكشد و درد دندان بهم نرساند و درد معده و كرم معده را زایل گرداند و محتاج به حجامت نگردد و از مرض بواسیر و خارش بدن و آبله و دیوانگى و خُوره و پیسى و رُعاف و قَىّ نجات یابد و كور و لال و كر و زمینگیر نشود و آب سیاه در دیده اش نزول نكند و دردى كه موجب افطار روزه و نقصان نماز او باشد او را عارض نگردد و از وسوسه هاى جنّیان و شیاطین متاءذّى نگردد پس حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله فرمود كه جبرئیل گفت هر كه از این آب بیاشامد و به جمیع دردهائى كه در مردم مى باشد مبتلا باشد موجب شفا از جمیع آنها گردد .

پس جبرئیل گفت به حقّ خداوندى كه تو را به راستى فرستاده هر كه این آیات را بر این آب بخواند و بیاشامد حقّ تعالى دلش را مملوّ گرداند از نور و روشنى و الهام خود را در دل او وارد سازد و حكمت بر زبان او جارى گرداند و پر كند دل او را از فهم و بینائى و به او عطا كند از كرامتها آنچه به احدى از عالمیان عطا نكرده باشد و هزار مغفرت و هزار رحمت بر او بفرستد و غش و خیانت و غیبت و حسد و بَغْى و كبر و بخل و حرص و غضب را از دل او بردارد و از عداوت و دشمنى مردم و بدگوئى ایشان نجات یابد و موجب شفاء جمیع امراض او گردد .

مؤ لّف گوید كه این روایت مشهور به عبداللّه بن عمر منتهى مى شود و به این سبب سندش ضعیف است و فقیر به خط شیخ شهید دیدم كه این روایت را از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت كرده بود با همین خواص و سوره ها امّا آیات و اذكار را به این روش روایت كرده است كه مى خوانى بر آب نیسان فاتحة الكتاب و آیة الكرسى و قُلْ یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ و سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الاْعْلى و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ وَ قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ هر یك را هفتاد مرتبه و مى گوئى هفتاد مرتبه لااِلهَ اِلا اللّهُ و هفتاد مرتبه اللّهُ اَكْبَرُ و هفتاد مرتبه اَللّهُمَّ صَلّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ و هفتاد مرتبه سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ و در خواص آن مذكور است كه اگر در زندان باشد و از آن بیاشامد از حبس نجات یابد و سردى بر طبع او غالب نگردد و اكثر آن خواص كه مذكور شد در این روایت نیز مذكور است و آب باران مطلقا مبارك است و منفعت دارد خواه در نیسان ببارد و خواه در غیر آن (چنانچه در حدیث معتبر از حضرت أمیر المؤمنین علیه السلام منقول است كه: بیاشامید آب آسمان را كه پاك كننده بدن شما است و دردها را دفع مى‏كند چنانچه حق تعالى مى ‏فرماید وَ یُنَزِّلُ عَلَیْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِیُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّیْطَانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ یعنى مى ‏فرستد حق تعالى بر شما از آسمان آبى براى آنكه پاك گرداند شما را به آن و ببرد از شما وسوسه شیطان را و دلهاى شما را محكم گرداند و ثابت گرداند به آن قدمهاى شما را)

و در عمل نیسان بهتر آن است كه اگر جمعى خوانند هر یك مجموع آن سوره‏ها و اذكار را هفتاد مرتبه بخوانند و از براى آنها كه مى ‏خوانند فایده‏اش عظیمتر و ثوابش بیشتر است و در این سالها بعد از بیست و سه روز كه از نوروز بگذرد تقریبا داخل نیسان ماه رومى مى‏شوند و ماه نیسان سى روز است (و از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه: در هفتم حزیران البته حجامت بكن و اگر میسر نشود در چهاردهم بكن) و اول حزیران تقریبا هشتاد و چهارم نوروز است و آن نیز سى روز است و حزیران ماه نحسى است (چنانچه در حدیث معتبر منقول است كه: در خدمت حضرت صادق علیه السلام ماه حزیران مذكور شد حضرت فرمود كه این ماهى است كه حضرت موسى در این ماه نفرین كرد بر بنى اسرائیل و در یك شب و یك روز سیصد هزار كس ایشان مردند) (و باز به سند معتبر از آن حضرت منقول است كه: حق تعالى اجلها را در ماه حزیران نزدیك مى ‏گرداند) یعنى موت در آن بسیار مى ‏باشد و بدان كه ماههاى رومى بنایش بر حركت آفتاب است و عدد آنها دوازده است بدین ترتیب: تشرین الاول، تشرین الآخر، كانون اول، كانون آخر، شباط، آذر، نیسان، ایار، حزیران، تموز، آب، ایلولند و چهار ماه را سى مى ‏گیرند كه آنها تشرین الآخر و نیسان و حزیران و ایلولند و هفت دیگر غیر شباط را سى و یك مى‏ گیرند و شباط را در سه سال متوالى بیست و هشت مى‏ گیرند و در سال چهارم كه سال كبیسه ایشان است بیست و نه مى ‏گیرند و سال ایشان سیصد و شصت و پنج روز و ربعى است و تشرین الاول كه اول سال ایشان است در این سالها موافق نوزده درجه میزان است و تفصیلش در كتاب بحار الانوار مذكور است و چون این ماهها در احادیث مذكور شده است مجملى در اینجا ایراد نمودیم.

رفع کدورت زن وشوهر

رفع کدورت زن وشوهر؛

اگر بین زن و شوهری اختلاف باشد به نیت مهر و محبت و رفع كدورت یك بار صلوات فرستاده و سوره نساء را بخوانید و پس از آن یازده بار صلوات بفرستید مُحِبّ هم شوند

برای آشتی کردن ؛

گویند اگرکسی جهت آشتی کردن این آیه را ۳ بار بخواند وبر روی آن کس دمد البته آشتی کند وعذر خواهد (مجرب است)

وتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَّدِلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ

هر که بیند دوستش بدارد.

هر کس هفت مرتبه آیه ۷ از سوره ممتحنه را به کف دست خود بخواند و بدمد،سپس به صورت خود بکشد،هرکه او را ببیند دوستش بدارد.

«عَسَی اللهُ اَن یَجعَلَ بَینَکُم وَ بَینَ الَذینَ عادَیتُم مِنهُم مَوَدَةً وَ اللهُ قَدیرٌ وَ اللهُ غَفورٌ رَحیمٌ»

اگر میخواهی دوستت بدارند؛

اگر میخواهی همه تو را دوست بدارند همیشه با وضو باش این آیه را هم با گلاب و زعفران نوشته و همراه خود نگه دارید

یُحِبّونَهُم کَحُبِّ الله اَلذینَ امَنوا اَشَدَّ حُبّاًْ لِلّه

صلح و آشتی؛

اگر میان دو برادر یا خواهری یا رفیق یا خویشی کدورت واقع شده باشد بنویس سوره مبارکه والتین را تا اسفل السافلین بر قطعه نانی در وقت طلوع آفتاب یا طلوع قمر نوشته و به او بخوراند و اسم آن ها را در آخر سوره به این طریق بنویس

ثُمَّ رَدَدناک فلان زاییده فلان اسفل فلان زائیده فلان

به جای فلان اسامی را بنویس.

کار گشایی

کار گشایی

هر گاه کار های کسی بسته مانده بود و می خواست گشایش در کار هایش به وجود آید باید

اول ماه در روز یک شنبه در ساعت شمس طلسم زیر را نوشته و همراه خود نگه دارد

و این طلسم را باد نوشت :

بسم الله الرحمن الرحیم

اکرش اکرش اکرش کنارش کنارش کنارش وکیهورش وکیهورش وکیهورش ارش ارش ارش

مستنصقوش مستنصقوش مستنصقوش العجل العجل العجل الوحا الوحا الوحا الساعة الساعة

الساعة یا شکیکفی یا قاهرو

هر گاه کارهای کسی بسته مانده بود و می خواست گشایش در کارهایش به وجود آید باید اول

ماه روز یک شنبه در ساعت شمس طلسم زیر را نوشته و همراه خود نگه دارد

و این طلسم را باید نوشت :

بسم الله الرحمن الرحیم

و اذا سالک عبادی عنی فانی غریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیهولی و لیو منو بی

العلهم یرشدون فلان زاییده شكم فلان یا شکیکفی یا قاهرو